بیتِ سبزم هنرِ بارشِ باران تو بود
رویشِ شعر من از لطف فراوان ِ تو بود

چون که مدیون ِنگاهت شده ام در همه عمر
چشم پوشیدنم از غیر به تاوان تو بود

هرچه جز یاد تو در خاک غزل سبز نشد
سرزمین دلِ من نقطه ی جولان تو بود

این همه کوچه ی دلگیر که در دل دارم
آرزوشان همه آغوشِ خیابانِ تو بود

تا که در دفترِ خود ثبت کنی اسمِ مرا
چشمِ من زُل زده بر چرخش دستان تو بود

هرکسی حاجت دیدار گلی در سر داشت
در تمنای تو ودست به دامانِ تو بود

شرح تک بیت نگاه تو نوشتن دارد
با همان خطّ قشنگی که به دیوان تو بود