پروانه گرداب
نمی خواهم برایت شعر بنویسم، که میدانم
تو شعرم را نمی خوانی، من آن ناخوانده مهمانم
ترا عشقم نمی نامم چرا که نیستی هرگز
بقدر شبنمی دلواپس حال پریشانم
فقط در شعر من مجنون و عاشق بوده ای اما
نمیبینم که مجنون باشی، از چشم تو می خوانم
همیشه شاهد چشمان خیسم بودی و هرگز
نفهمیدی که از بی مهری ات باریده چشمانم
نمی دانم چرا با اینهمه دلسردی و نخوت
بدون هیچ تردیدی نشستی بر دل و جانم
کنارم بودی و از عشق پاک من گذر کردی
برایت شعر ها گفتم، نشستم پای پیمانم
خودت هم خوب میدانی برایم زندگی هستی
ولی هرگز نفهمیدی سکوتت کرده ویرانم
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم فروردین ۱۴۰۲ ساعت 23:39 توسط اسماعیل یاوریان
|
پایتخت شعر به مدیریت دکتر فرامرز عرب عامری چند سالی است به شیوه ای نوین و جذاب به آموزش شعر به صورت کلاسیک در بیست جلسه می پردازد و تا به حال صدها نفر از علاقه مندان شعر و ادبیات را به دنیای ادب این مرزو بوم معرفی کرده است. این آکادمی علاوه بر آموزش شعر به مباحثی چون دکلمه، ترانه و آواز نیز می پردازد و از همکاری استادان و کارشناسان خبره ای بهره می گیرد. همچنین جلسات هفتگی شعرخوانی در تهران نیز برای دوستداران شعر فراهم شده و هر از گاهی نیز دورهمی هایی با حضور شاعران مطرح کشور برگزار می کند.